تبليغاتX
خیال که خیسسسسسس نمیشه






























خیال که خیسسسسسس نمیشه

**he filled my heart**

 

تو ویترین زندگی  ب عروسکی نگاه نکن

 که مال تو نیست !!

!چون اون فقط وسوست میکنه که تا

 اونیکه که داری رو از دست بدی ----------- !!!

نوشته شده در 2012/5/13ساعت توسط loverekord| |

 

تو ویترین زندگی  ب عروسکی نگاه نکن

 که مال تو نیست !!

!چون اون فقط وسوست میکنه که تا

 اونیکه که داری رو از دست بدی ----------- !!!

نوشته شده در 2012/5/13ساعت توسط loverekord| |

 

بی مقدمه می گویم تو

به یاد داشته باش که آن هایی که هر روز می بینی و با آن ها مراوده می

کنی همه انسان هستند و دارای خصوصیات یک انسان اما با ظاهری متفاوت .

 آن ها نباید چیزی باشند که تو می خواهی این لیاقت انسان هاست که

 کیفیت زندگی آن ها را تعیین می کند نه نقص های جسمی شان این تویی

که می توانی انتخاب کنی که چگونه بنگری به هر آنچه می بینی ؟!

بعضی ها فکر می کنند این منصفانه نیست که خدا کنار گل سرخ خار گذاشته

 ، بعضی دیگر خدا را شکر می کنند که کنار خارها گل سرخ گذاشته .پس از

امروز بیاموز جور دیگر نگاه کنی ...!!!



 

نوشته شده در 2012/4/27ساعت توسط loverekord| |

اینم از اخرین پست من تو سال 90.سال نو همتون پیشاپیش مبارک.امیدوارم که سال خوبی در پیش داشته باشین و به همه ارزوهاتون برسید.دوستون دارم شدیدددددد

ماهی قرمز سفره 7سین-نوروز1390شوراب صغیر-عکس ازغلامعلی رحیمی .-shoorab saghir

نوشته شده در 2012/3/19ساعت توسط loverekord| |

بعضي ها به ما نمي خوردن ، جا خالي داديم ، خوردن به شما ؛ مباركتون باشه

نوشته شده در 2012/3/7ساعت توسط loverekord| |

گاهی باید خود را برداشت و رفت...

نوشته شده در 2012/3/7ساعت توسط loverekord| |

کاش دنیا
یکبار هم که شده
بازیش را به ما
می باخت
مگر چه لذتی دارد
این بردهای تکراری برایش؟!...

سخت ترين دوراهـي:
دو راهي بين فراموش كردن و انتظار است.
گاهي كامل فراموش ميكني
و بعد ميبيني كه بايد منتظر مي ماندي.
و گاهي آنقدر منتظر مي ماني كه
ميفهمي زودتر از اينها بايد فراموش مي كردي.....!

 

تکلیفم روشن شد
خاموش میشوم
شیرینم ....
فرهاد وار اینبار باید به جای کوه

احساسم را به دار اویختم...

منطقم را به گلوله بستم...

لعنت به هر دو...

که عمری بازی ام دادند...

دگر بس است...

می خواهم کمی به چشمانم اعتماد کنم...
دل بکنم!

همیشه حرارت لازم نیست...گاهی از سردی یک نگاه... میتوان آتش گرفت .

چنديست در نبودنت به ساعت شني مي نگرم...
.
.
يك صحرا گذشته است...

لزومــي نداره مــن هــموني باشــم که تو فــکر مــيکني
مــن هــموني ام کــه حتي فــکرشم نــميتوني بــکني ...!


تو با چشمان باز
در خوابی
من با چشمان بسته
در حال فرار
محال است
رسیدنمان
به هم
حتی اگر بهانه عشق باشد...

بی تفاوت باش .. به جهنم ! مگر دریا مُرد از بی‌ بارانی ؟!

از درد های کوچک است که آدم می نالد
وقتی ضربه سهمگین باشد ، لال می شوی

 

وقتی " سگ " می شیم هیشکی دوستمون نداره !

ولی وقتی " خر " می شیم همه عاشقمون می شن !

میگن تو بهشت لازم نیست پاشی بری آب بخوری، آب خودش میاد پیشت
و خواهش میکنه بخوریش!


نوشته شده در 2012/2/14ساعت توسط loverekord| |

 

چرخ و فلک مي خواستيم،

 فلک نصيبمون شد ----

ساده ی ساده بوديم

کلک نصيبمون شد

 دنباله يک حقيقت تو آينه ها مي گشتيم

 اما تو قاب گريه ترک نصيبمون شد

 

نوشته شده در 2012/1/27ساعت توسط loverekord| |

به نقل یکی از بهترین دوستام(سایبونی)


یك سینه حرف هست، ولی نقطه‌چین بس است


خاتون دل و دماغ ندارم.... همین بس است


یك روز زخم خوردم یك عمر سوختم


كو شوكران؟ كه زندگی اینچنین بس است


عشق آمده‌ست عقل برو جای دیگری


یك پادشاه حاكم یك سرزمین بس است


مورم، سیاوشانه به آتش نكش مرا


یك ذره آفتاب و كمی ذره‌بین بس است


ظرف بلور! روی لبت خنده‌ای بپاش


نذری ندیده را دو خط دارچین بس است


ما را به تازیانه نوازش نكن عزیز


كه سوز زخم كهنه‌ی افسار و زین بس است


از این به بعد عزیز شما باش و شانه‌هات


ما را برای گریه سر آستین بس است

....................................


ای ترس تنهای من


اینجا چراغی روشنه


اینجا یكی از حس شب احساس


وحشت می كنه


هرروز از فكر سقوط


با كوه صحبت می كنه


جایی كه من


تنها شدم شب قبله گاه آخره


اینجا تو این قطب سكوت كابوس طولانی تره


من ماه میبینم هنوز

این كور سوی روشنو


اینقدر سو سو می زنم 


شاید یه


شب دیدی منو

هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه


ای ترس تنهای


من اینجا چراغی روشنه


اینجا یكی از حس شب 


احساس وحشت می كنه


هر روز از فكر سقوط


با كوه صحبت می كنه

نوشته شده در 2012/1/4ساعت توسط loverekord| |

 

وقتی آدما با هم زمان سپری نکنند،

وقتی دوستان مشترک نداشته باشند،

وقتی با هم سلایقشون رو در مورد فیلم وکتاب وموسیقی رد و بدل نکنند،

وقتی باهم سفر نرن،و

قتی زمینه کاریشون غیر مرتبط باشه،وقتی حتی نگاهشون به رابطه شون یکی نباشه،

وقتی روزمرگی تمام دغدغه شون بشه،

دیگه حرفی برای گفتن ندارند.

تنها خط ربطشون آغوش گاهگاهی میشه وحواشی اون آغوش وحرفهایی که لاجرم رسمه لابد!!

تو گوش هم زمزمه کنند:


دوستت دارم و...


گفتن هایی از سر عادت و احترام به قواعد این بازی....

پس دلیلی نیست که از رک گویی من برنجی،درونم رو درک نکنی،خودت ...

نوشته شده در 2010/11/13ساعت توسط loverekord| |


Design By : ali